لغت نامه دهخدا
مستهدی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) هدایت و راهنمایی خواهنده. ( از اقرب الموارد ). راه جوی. هدایت طلب. || خواهنده که چیزی را به او هدیه کنند. ( از اقرب الموارد ). هدیه خواه. هدیه طلب. رجوع به استهداء شود.
مستهدی. [ م ُ ت َ ] ( ع ص ) هدایت و راهنمایی خواهنده. ( از اقرب الموارد ). راه جوی. هدایت طلب. || خواهنده که چیزی را به او هدیه کنند. ( از اقرب الموارد ). هدیه خواه. هدیه طلب. رجوع به استهداء شود.