محمضه

مترادف‌ها

خالص، محض

لغت نامه دهخدا

( محمضة ) محمضة. [ م ُ م ِ ض َ ] ( ع ص ) نعت فاعلی مؤنث از احماض: ارض محمضة؛ زمین حمض ناک. ( منتهی الارب ). کثیرالحمض. ( مهذب الاسماء ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران