متغطش
مترادفها
تشنه، عطشان، مشتاق
متضادها
سیراب
لغت نامه دهخدا
متغطش. [ م ُ ت َ غ َطْ طِ ] ( ع ص ) شب تاریک. ( آنندراج ). تاریک شب. ( ناظم الاطباء ). || تاریک چشم. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تغطش شود.
تشنه، عطشان، مشتاق
سیراب
متغطش. [ م ُ ت َ غ َطْ طِ ] ( ع ص ) شب تاریک. ( آنندراج ). تاریک شب. ( ناظم الاطباء ). || تاریک چشم. ( ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به تغطش شود.