واژه «قلهبسه» واژهای عربی و نسبتاً کهن است که در زبان و فرهنگ عربی معانی گوناگونی دارد و بیشتر در متون لغوی و ادبی قدیمی دیده میشود. این واژه در اصل مؤنث «قلهبس» به شمار میآید و یکی از معانی مشهور آن «گورخر ماده سالخورده و پیر» است؛ یعنی حیوانی که عمر زیادی از آن گذشته و به مرحله کهنسالی رسیده است. در برخی کاربردهای دیگر، این واژه برای توصیف چیزی بزرگ، گرد یا سخت نیز به کار رفته و به همین دلیل در تعبیر «هامة قلهبسه» معنای «سر گرد و بزرگ» از آن برداشت میشود. لغتشناسان عرب گاهی این واژه را برای توصیف موجودات یا اشیایی به کار میبردند که حالت سنگینی، کهنگی یا برجستگی داشته باشند. همچنین در بعضی متون کهن عربی، واژه «قلهبسه» برای اشاره به سرِ آلت تناسلی مرد به کار رفته است و این معنا در برخی فرهنگها و منابع لغوی قدیمی عربی ثبت شده است. این واژه امروزه در زبان گفتوگوی روزمره چندان رایج نیست و بیشتر در کتابهای لغت، متون ادبی و منابع زبانشناسی دیده میشود. از نظر ساختار زبانی، «قلهبسه» نمونهای از واژههای توصیفی در زبان عربی است که برای بیان ویژگی ظاهری، سن یا حالت خاص موجودات استفاده میشده است. کاربرد این واژه نشان میدهد که زبان عربی در توصیف حیوانات، شکل ظاهری و ویژگیهای جسمانی دارای واژگان دقیق و متنوعی بوده است. در مجموع، این کلمه واژهای قدیمی و ادبی است که معانی آن بیشتر به مفهوم کهنسالی، گردی، برجستگی و برخی توصیفهای جسمانی مربوط میشود و امروزه بیشتر ارزش لغوی و تاریخی دارد تا کاربرد رایج روزمره.
قلهبسه
لغت نامه دهخدا
( قلهبسة ) قلهبسة. [ ق َ ل َ ب َ س َ ] ( ع ص، اِ ) مؤنث قلهبس. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به قلهبس شود. || سر نره مردم. ( منتهی الارب ). || ( هامة... ) سَرِ گِرد. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).