لغت نامه دهخدا
قلعی مغربی. [ ق َ عی ی م َ رِ بی ی ] ( اِخ ) عمربن علی مغربی، مکنی به ابوجعفر. از پزشکان و داروشناسان است. وی از مردم مغرب بود که تا هنگام مرگ به دمشق سکونت گزید و در آخر عمر نابینا شد. او راست: 1- حواشی بر کتاب قانون ابن سینا. 2- شرح فصول ابقراط. 3- ذخیرة الالباء. ( الاعلام زرکلی ج 2 ص 718 و نکت الهمیان ص 220 ).