قات شدن
متضادها
زنده شدن
لغت نامه دهخدا
قات شدن. [ ش ُ دَ ]( مص مرکب )... مهره؛ پیوستن یکی از دو مهره خانه یک به مهره یا مهره های خانه دوازدهم با شش و بشی درنرد. متصل شدن مهره ببالاترین مهره ها در بازی نرد.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) یا قات شدن مهره. پیوستن یکی از دو مهره خانه یک بمهره یا مهره های خانه دوازدهم با شش و بش متصل شده مهره ببالاترین مهره ها.