لغت نامه دهخدا
چال شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) چاله شدن. گود شدن. || دفن شدن. مدفون شدن. در زیر خاک گذاشته شدن کسی یا چیزی.
چال شدن. [ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) چاله شدن. گود شدن. || دفن شدن. مدفون شدن. در زیر خاک گذاشته شدن کسی یا چیزی.
چاله شدن گود شدن یادفن شدن. مدفون شدن. در زیر خاک گذاشته شدن کسی یا چیزی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوه سیالان سرچشمه رودخانههای تنگه چال، هردورود، رود دریاسر و اتان رود میباشد که همگی جزو حوضه آبریز دریای خزر محسوب میشوند. در مورد وجه تسمیه این قله روایتهای گوناگونی است؛ بعضی علت را سنگهای فراوان سیاه بر روی قله میدانند و برخی باد شدید و هوای سرد قله را که منجر به تیره شدن پوست میشود. بعضی دیگر ابرهای سیاه قله یا اینکه روی قله به دلیل پایین بودن میزان اکسیژن چشم به سیاهی میرود را علت نامگذاری میدانند؛ ولی علتی که بیشتر عقلانی به نظر میرسد وجود سه یال از قلههای کندیگان، بلس کوه و خانهبن به این قله میباشد.