لغت نامه دهخدا
غرغشه. [ غ َ غ َ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) خرخشه. شلتاق کردن، و بی سبب و بی موقع با کسی مجادله نمودن و خصومت ورزیدن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). بیجا و بی هنگام با کسی دشمنی کردن. مبدل خرخشه. ( فرهنگ نظام ).
غرغشه. [ غ َ غ َ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) خرخشه. شلتاق کردن، و بی سبب و بی موقع با کسی مجادله نمودن و خصومت ورزیدن. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). بیجا و بی هنگام با کسی دشمنی کردن. مبدل خرخشه. ( فرهنگ نظام ).
(غَ غَ ش ) (اِ. ) جنجال، غوغا.
غوغا، جنجال، مجادله، شلتاق.
خرخشه، غوغا، جنجال، مجادله، شلتاق
( اسم ) بی سبب و بی موقع با کسی مجادله کردن شلتاق جنجال.
جنجال، غوغا.