معاضدت. [ م ُ ض َ / ض ِ دَ ] ( از ع، اِمص ) یاری دادن و بازوی یکدیگر بودن. ( غیاث ). پشتی کردن. یاری کردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). || یاری. یارمندی. نصرت. اعانت. معاونت. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): زمام حل و عقد و بسط و قبض و ابرام و نقض به دست حزامت و شهامت او دادند و فایق خاص را از برای معاونت و معاضدت به وی بازبستند. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 62 ). این ساعت با قوت و شوکت خصم و اضطراب وقت و تشویش حال جز مظاهرت و مضافرت و معاضدت و معاقدت چاره نیست. ( ترجمه تاریخ یمینی چ 1 تهران ص 148 ). و رجوع به معاضدة شود.
معاضدة. [ م ُ ض َ دَ ] ( ع مص ) با کسی یار بودن. ( تاج المصادر بیهقی ). با هم یاری نمودن. ( منتهی الارب ). یاری دادن و بازوی یکدیگر بودن. ( آنندراج ). یاری کردن و معاونت نمودن همدیگر را. ( از ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به معاضدت شود.
(مُ ضَ دَ ) [ ع. معاضدة ] (مص م. ) یکدیگر را یاری کردن.
۱. بازو به بازوی هم دادن.
۲. به یکدیگر کمک کردن.
بازوبه بازوی هم دادن، به یکدیگرکمک کردن
۱ - ( مصدر ) بیکدیگر یاری کردن کمک کردن. ۲ - ( اسم ) یاری.
معاضدة
یکدیگر را یاری کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حسین طالعریاست اداره معاضدت قضائی کانون وکلا و همچنین عضویت در دورههای ۲۹، ۳۰ و ۳۲ هیئتمدیره کانون مذکور از دیگر سوابق وی میباشد؛ طالع همچنین با با ۲۲۷۱ رای، در انتخابات دوره ۳۱ هیئت مدیره کانون وکلای دادگستری مرکز، بیشترین تعداد رای ادوار انتخابات مزبور را به خود اختصاص داد.
💡 بنجامین برتون فرماندهی لشکر خودش را رها نمود و درست پیش از ارسال لشکر به فرانسه در ماه آوریل ۱۹۱۵ بازنشسته شد. برتون به خاطر گرامی داشتن خدمات او در ارتباط با جنگ جهانی اول در تاریخ ۲۴ ژانویه ۱۹۱۷ تحت عنوان معاضدت با سفارش سنت مایکل و سنت جورج منتخب گردید.