لغت نامه دهخدا
علی بستجی.[ ع َ ی ِ ب َ ت َ ] ( اِخ ) ابن احمد. فقیه است و صاحب تاج العروس گوید که نسبت او ظاهراً به شهر «بسته » است که معرب آن «بستج » شده است. ( از تاج العروس: بستج ).
علی بستجی.[ ع َ ی ِ ب َ ت َ ] ( اِخ ) ابن احمد. فقیه است و صاحب تاج العروس گوید که نسبت او ظاهراً به شهر «بسته » است که معرب آن «بستج » شده است. ( از تاج العروس: بستج ).