بستج

لغت نامه دهخدا

بستج. [ ب ُ ت َ / ت ِ ] ( معرب، اِ ). بستخ معرب بستک است و آن صمغی باشد که کندر گویندش و بعضی گویند صمغ درخت پسته است. ( برهان ). کندر. ( ناظم الاطباء ). مؤلف انجمن آرا پس از نقل متن عبارت برهان افزاید: و این انسب است زیرا که بستج معرب بسته است اما به کسر اول. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). کندر. ( ناظم الاطباء ). صمغی است که از آن در تصفیه هوا و بوی خوش بخور کنند و نام دیگرش کندر است. ( فرهنگ نظام ). رجوع به بِستج شود.
بستج. [ ب ِ ت َ ] ( معرب، اِ ) معرب پسته است که مغز خوراکی دارد. ( فرهنگ نظام ). ج، بساتج. ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ عمید

= کندر

فرهنگ فارسی

( اسم ) پسته

جمله سازی با بستج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حاجی‌آباد بستجان روستایی در دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان دامغان استان سمنان ایران است.

کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
ببم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز