عقد نامچه
مترادفها
قرارداد، سند، پیمان
لغت نامه دهخدا
عقدنامچه. [ ع َ چ َ / چ ِ ] ( اِ مرکب ) عقدنامه وصحیح آن عقدنامجه است که معرب عقدنامه باشد. ( از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به عقدنامه و عقدنامجه شود.
فرهنگ فارسی
عقد نامه. توضیح این کلمه نادرست است و صحیح آن [ عقد نامجه ] است.
جمله سازی با عقد نامچه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در گذشتههای دور، تنظیم یک عقد نامچه رسمی در حضور شهود، برای تضمین حقوق طرفین در معاملات تجاری بسیار ضروری و حیاتی بود.
💡 وکیل پرونده تأکید کرد که تمامی شرایط و ضوابط باید با دقت بسیار زیاد در متن عقد نامچه نوشته شود تا از اختلافات بعدی جلوگیری گردد.
💡 پس از اتمام مراحل مذاکره، طرفین قرارداد با رضایت کامل نسبت به امضای عقد نامچه و ثبت رسمی آن در مراجع قانونی اقدام کردند.