صدا گرفتگی

مترادف‌ها

گرفتگی صدا، خش صدا

لغت نامه دهخدا

صداگرفتگی. [ص ِ / ص َ گ ِ رِ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) آوازگرفتگی. برنیامدن آواز بخوبی. رجوع به صدا و صدا گرفتن شود.

فرهنگ فارسی

بر نیامدن آواز از حنجره به خوبی آواز گرفتگی.

جمله سازی با صدا گرفتگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به دلیل تغییرات ناگهانی آب و هوا و سرما خوردگی بسیار شدید، او دچار صدا گرفتگی شد و دیگر نمی‌توانست به راحتی با دیگران صحبت کند.

💡 پزشک متخصص پس از معاینه دقیق اعلام کرد که صدا گرفتگی بیمار ناشی از استفاده بیش از حد از حنجره در طول اجرای کنسرت است.

💡 اگر با صدا گرفتگی طولانی‌مدت و دردناک مواجه شدید، حتماً باید به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کنید تا علت اصلی مشخص شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران