صدا نشستن
مترادفها
آرام شدن، ساکت شدن، فروکش کردن
متضادها
برخاستن، بانگ زدن
لغت نامه دهخدا
صدا نشستن. [ ص َ / ص ِ ن ِ ش َ ت َ ] ( مص مرکب ) آواز برنیامدن. خاموش شدن. ساکت گشتن:
بلبلم را بی وصال گل دماغ نغمه نیست
یار تا برخاست از مجلس، صدای ما نشست.مخلص کاشی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) آواز برنیامدن خاموش شدن ساکت گردیدن.
جمله سازی با صدا نشستن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اين دو امر - آن طور كه در روايات آمده - از افضل اعمالند. امام حسين عليه السلام در آن روز با امر به صبر كردن و پند و اندرز نمودن و ملاطفت كردن، سعى كرد مردان و زنان مؤمن را خوشحال كند؛ اما در باب ديدار از مؤ منان، اين امر به عناوين مختلف براى امام محقق شد كه گاهى به شكل عيادت از بيماران و زخمى ها صورت پذيرفت. امام تنها به آمدن و نشستن در كنار آنها اكتفا نمى كرد، بلكه برخى از آنها به ويژه افراد غريب را مورد لطف و مرحمت خاص خويش قرار داد؛ چنانچه بر بالين آن برده سياه و غلام تركحاضر شد، اما عيادت يكى از آن ها كه همان فرزند عزيزش على اكبر باشد، براى امام ميسر نشد، زيرا به خاطر ادبى كه داشت و احترام به پدر، مانند ديگران امام را صدا نزداما وقتى امام وداع او را شنيد كه مى گويد: يا ابتا عليك منى السلام با اينكه مى دانست او را زنده در نمى يابد، به سوى فرزند آمد و با صداى بلند فرمود: پسرمتو را كشتند
💡 خواننده پس از چند روز استراحت مطلق و استفاده از داروهای گیاهی، بالاخره توانست صدای خود را برای ضبط آلبوم جدید کاملاً آماده و با صدا نشستن مواجه کند.
💡 وقتی سخنران با آن صدای خشدار شروع به صحبت کرد، همه متوجه شدند که او هنوز برای رسیدن به حالت صدا نشستن و آرامش صوتی نیاز دارد.
💡 در موسیقی کلاسیک، رسیدن به حالت صدا نشستن برای یک خواننده بسیار مهم است تا بتواند نتهای بلند را بدون آسیب به حنجره اجرا کند.