شجیدن

لغت نامه دهخدا

شجیدن. [ش َ دَ ] ( مص ) سرمازده شدن. ( از لغت نامه اسدی در حاشیه لغت شجد ). به سرمای سخت تباه شدن. ( یادداشت مؤلف ). || سرما خوردن. ( برهان ):
خاک دریا شود بسوزد آب
بفسرد نار و برق بشجاید. دقیقی.رجوع به شجاییدن و شجانیدن شود.

فرهنگ عمید

۱. سرد شدن.
۲. سرما خوردن.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز