زلزول

مترادف‌ها

زلزله، لرزش

لغت نامه دهخدا

زلزول. [ زُ ] ( ع ص ) سبک ظریف. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). مرد سبک ظریف. ( ناظم الاطباء ). || ( اِمص، اِ ) سبکی. || جنگ و بدی.( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): ترکهم فی زلزول و علعول؛ ای فی قتال. ( اقرب الموارد ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران