رسف

لغت نامه دهخدا

رسف. [ رَ ] ( ع مص ) رَسَفان. رفتن به رفتار پای بند بر پای. ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ) ( از منتهی الارب ). از آن است حدیث حدیبیة: فجاء ابوجندل یرسف فی قیوده؛ ای یتحامل برجله مع القید. ( منتهی الارب ). رفتن با بند. ( تاج المصادر بیهقی ). وابند رفتن. ( مصادر اللغه زوزنی ). و رجوع به رسفان شود.

فرهنگ فارسی

رسفان رفتن به رفتار پای بند بر پای

بنده پروری یعنی چه؟
بنده پروری یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
خطا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز