لغت نامه دهخدا
خایه بر کله بستن. [ ی َ / ی ِ ب َ ک َل ْ ل َ / ل ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) خیلی ترسیدن. سراسیمه شدن. || غنچه شدن از سرما. || غنچه شدن در حال مراقبت. ( آنندراج ).
خایه بر کله بستن. [ ی َ / ی ِ ب َ ک َل ْ ل َ / ل ِ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) خیلی ترسیدن. سراسیمه شدن. || غنچه شدن از سرما. || غنچه شدن در حال مراقبت. ( آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا ز بس سر که شد بریده به قهر کله بر کله بسته شد در شهر
💡 ازخاک درگه تو که میمون تر از هماست سازند طایری وچو پر بر کله نهند
💡 ز کین گرز بر کله فیل زد که فیل دمان نعره چون نیل زد
💡 به زیر از طوایف نهفته زمین ز بر کله در کله دیبای چین
💡 نفس را چون بر جگر آبیست آتش در زنید عقل را چون بر کله پشمیست بندش بر نهید