لغت نامه دهخدا
خوددار. [ خوَدْ / خُدْ ] ( ص مرکب ) صابر. بردبار. شکیبا. ( ناظم الاطباء ). آنکه دیر غم خود بدوستان و کسان گوید. آنکه راز و غم خویش آشکار نکند. ( یادداشت بخط مؤلف ). || عفیف. کف نفس کننده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خوددار. [ خوَدْ / خُدْ ] ( ص مرکب ) صابر. بردبار. شکیبا. ( ناظم الاطباء ). آنکه دیر غم خود بدوستان و کسان گوید. آنکه راز و غم خویش آشکار نکند. ( یادداشت بخط مؤلف ). || عفیف. کف نفس کننده. ( یادداشت بخط مؤلف ).
( ~. ) (ص فا. ) ۱ - بردبار، شکیبا. ۲ - کسی که خود را از انجام عمل ناپسند نگه می دارد.
کسی که خود را از انجام کارهای ناپسند نگه می دارد، بردبار، شکیبا، خویشتن دار.
(صفت ) ۱ - بردبار شیبا خویشتن دار. ۲ - آنکه خود را از ارتکاب اعمال ناپسند حفظ کند.
خوددار ( به هندی: Khud - Daar ) فیلمی محصول سال ۱۹۸۲ و به کارگردانی راوی تاندون است. در این فیلم بازیگرانی همچون سانجیو کومار، آمیتاب باچان، وینود مهرا، پروین بابی، تانوجا، پریم چوپرا، محمود علی ایفای نقش کرده اند.
astemio
بردبار، شکیبا.
کسی که خود را از انجام عمل ناپسند نگه میدارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو شبنم یکدو دم فرصت کمین وحشتم بیدل نیام گوهر که خودداری تواند شد حصار من
💡 خودداریو پابوس خیالش چه خیال است میبایدم از دست خود آنجا چو حنا رفت
💡 به همواری توان بردن سبق از همرهان اینجا به خودداری توان افتاد پیش از کاروان اینجا
💡 شکیب و صبر صائب هر که از عاشق طمع دارد زبرق آهستگی، خودداری از سیلاب می جوید
💡 مرا نظاره آن لعل میگون بس بود صائب کند ساقی اگر در دادن پیمانه خودداری
💡 و حق هم صحبتان و دوستان وفا و مهربانی و یاری ایشان است و حق عموم مردم. خودداری از آزار ایشان و نیکی معاشرت با آنان.