لغت نامه دهخدا
ذونهدی. [ ] ( اِخ ) ابن القرطبه، فی مقصوره و ممدوده ( فعلی ) و ( فعلاء ) باختلاف معنی، ذونهدی موضع. و امراءة نهداء عظیمة النهدین و ارض نهداء، کریمة مرتفعة - انتهی کلامه. ( المرصع ). و هم در حاشیه المرصع خطی آمده است: ذویهدی بیاء فی اوله ذکره عالم اللغویین و اظن ابن القرطبة لم یجد تقیده واﷲ اعلم.