لغت نامه دهخدا
غای.( ع اِ ) ج ِ غایة. ( منتهی الارب ). رجوع به غایة شود.
غای.( ع اِ ) ج ِ غایة. ( منتهی الارب ). رجوع به غایة شود.
جمع غایه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رانگاناتان کتابدار فیلسوف، و ریاضیدان بزرگ هندی خدمات مرجع را کارکرد نهایی و غایی هر کتابخانه میداند، بدون آن که کوچک یا بزرگ بودن آن کتابخانه تأثیری داشته باشد.
💡 برخی فیلسوفان مسلمان مانند ملاصدرا، سهروردی، طباطبایی نیز علت غایی را علتالعلل و غایةالغایات نامیدهاند؛ و در اثبات خدا به آن تمسک جستهاند.
💡 ساتچیتآناندا (به سانسکریت: सच्चिदानन्द) کلمه ای مرکب متشکل از سه جزئ «سات»، «چیت» و «آناندا» است که هر سه از سرشت واقعیت غایی (یا برهمن)، جدایی ناپذیر تلقی میشوند.
💡 اساس رواندرمانی وجودی که بر پایهٔ دلواپسیهای غایی بنا شدهاست. این دلواپسیها به چهار مقوله عمده تقسیم میشود: مرگ، آزادی، تنهایی، پوچی.
💡 دین پاکیزه و مردانگی و طبع جواد وین سه چیز از تو رسیده ست به غایات کمال