فرهنگ معین
(شُ دَ ) (مص ل. ) خوار شدن، کنف شدن.
(شُ دَ ) (مص ل. ) خوار شدن، کنف شدن.
( مصدر ) ۱ - دماغ سوخته شدن خجلت زده شدن هچل شدن. ۲ - ناامید شدن.
خوار شدن، کنف شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این دوره با درگیری نظامی نیز همراه بود. جنگهای ناشی از جنگ سرد، به ویژه در ویتنام و افغانستان، اقتصاد این کشورها را خراب کرد. هنگام فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سالهای ۱۹۹۰میلادی تا ۱۹۹۱میلادی، بسیاری از کشورهای آسیای میانه از سلطه اتحاد جماهیر شوروی آزاد شدند و مجبور شدند خود را با فشار برای تغییر دموکراتیک و اقتصادی وفق دهند.
💡 کاظم در ۱۳ سپتامبر ۱۹۵۸ در خانهای بسیار کوچک در شهر باستانی موصل در عراق بهدنیا آمد. او هفت برادر به نامهای عباس، حسن، حسین، علی، محمد، سالم و ابراهیم، و دو خواهر با نامهای امیرة و فاطمة دارد. این خانواده بهدلیل شغل پدر مجبور شدند از موصل به بغداد نقل مکان کنند.
💡 در نتیجه، تعدادی از مستعمرات بریتانیا مجبور شدند تا به استفاده از سکه (های) خرد در سالهای ۱۸۰۰ متوسل شوند. در این هنگام تعداد فراوانی از این سکههای خرد از سوی شرکتها صادر میشد. معروفترین آنها، پول خردهای بازرگانی استراچان و شرکت آن (در پاپوآ گینه نو مستعمره انگلیس)، اولین پول بسیار رایج بومی آفریقای جنوبی که در گریکوالند شرقی به سال ۱۸۷۴ صادر شده بود.