لغت نامه دهخدا
قطنی. [ ق ُ ] ( ص نسبی، اِ ) نوعی از قماش ابریشمین، و در عرف هندوستان مشروع خوانند. مرکب است از قطن به معنی پنبه و یای نسبت، وچون تاروپود آن از ریسمان پنبه و ابریشم میباشد نه تنها ابریشم، پوشیدن آن در شرع درست شده:
چه بگشود زنبق ز قطنی بساط
سمن چید دارائی انبساط.؟ ( از آنندراج ازبهار عجم ).
قطنی. [ ق َ طَ ] ( اِخ ) حسن بن علی بن محمد. از محدثان است. ابوالقاسم حافظ گوید: وی ازابوبکر محمدبن حمیدبن معیوف روایت کند و از او عبدالعزیز کتافی روایت دارد. ( معجم البلدان ) ( آنندراج ).