خل بازی دراوردن
مترادفها
لودگی کردن، مسخرهبازی درآوردن، شوخی کردن
متضادها
جدی بودن، وقار
لغت نامه دهخدا
( خل بازی درآوردن••• ) خل بازی درآوردن. [ خ ُ دَ وَ دَ ] ( مص مرکب ) اعمال بدون فکر انجام دادن. تظاهر بکار دیوانگان کردن.
فرهنگ فارسی
( خلبازی در آوردن ) اعمال بدون فکر انجام دادن تظاهر بکار دیوانگان کردن.