خل بازی

لغت نامه دهخدا

خل بازی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل ناشی از بی عقلی. عمل از روی عدم کیاست و عقل. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عمل ناشی از بی عقلی عمل از روی عدم کیاست و عقل.

جمله سازی با خل بازی

💡 به‌ گردون نی‌سوار کهکشان باشی چه فخر است این تلاش اوج جاهت بازی طفلانه‌ای دارد

💡 آن که در نظر بازی، عیب کوه‌کن کردی کاش یک نظر دیدی، عشوه‌های شیرین را

💡 چون زر قلب نداریم به خود امیدی در شب تار جهان تا که خورد بازی ما؟

💡 باد روح قدس افتاد و درختان مریم دست بازی نگر آن سان که کند شوهر و زن

💡 که به خاطر بازی در فیلم‌های عروس سوری (۲۰۰۴) و درخت لیمو (۲۰۰۸) مشهور است.

💡 شیخ را گفتم بیا با عشق او دمساز شو گفت بازی با دم این شیر نتوانم نمود

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز