لغت نامه دهخدا
خجنک. [ ] ( اِخ ) نام رودی است که از کوه دررود برمی خیزد و به پشت فروش و اسقریش و دیگر مواضع میرود. حمداﷲ مستوفی آرد: آب خجنک از آن کوهها ( = کوه دررود ) برمیخیزد و در آن دیه ها ( = پشت فروش و اسقریش ) منتهی میشود. طولش چهارفرسنگ باشد. ( نزهة القلوب چ لیدن ص 227 ). درپاورقی نزهةالقلوب این کلمه بصورت های حجنک و خجند جرجک، فحنک، بجک، خردان خران، فرچک، صحیک آمده است.