حلبات
لغت نامه دهخدا
حلبات. [ ح َ ل َ ]( ع اِ ) ج ِ حلبة. ( منتهی الارب ). رجوع به حلبة شود.
حلبات. [ ] ( ع اِ ) مئآت الوف الوف در مراتب شانزده گانه عدد نزد فیثاغوریین. ( رسائل اخوان الصفا ) ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
حلباة. [ ح َ ] ( ع ص ) ناقةحلباة؛ ماده شتر شیردار. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
- ناقة حلباة رکباة؛ ناقه دوشیدنی و برنشستنی. ( منتهی الارب ) ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
مثات الوف الوف در مراتب شانزده گانه عدد نزد فیثاغوریین
جمله سازی با حلبات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مبارزان شجاع در حلباتهای بزرگ و پر زرق و برق، برای کسب افتخار و نشان دادن قدرت بدنی خود با یکدیگر به نبردهای خونین و هیجانانگیز میپرداختند.
💡 صدای تشویق تماشاگران در حلباتهای مسابقات ورزشی، هیجان و شور و شوق بینظیری را در میان ورزشکاران و هواداران حاضر در استادیوم ایجاد میکرد.
💡 تاریخ نشان میدهد که حلباتهای مبارزه در امپراتوریهای باستانی، محل نمایش قدرت نظامی و مهارتهای رزمی جنگجویان بودند که برای همه تماشا میشد.