معلبه

لغت نامه دهخدا

( معلبة ) معلبة. [ م ُ ل ِ ب َ ] ( ع ص ) شتر ماده چرکن. مُعَلَّبَة. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || ماده شتری که در گردن وی نشان عِلاب باشد. مُعَلَّبة. ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).
معلبة. [ م ُ ع َل ْ ل َ ب َ ] ( ع ص ) رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

شتر ماده چرکن یا ماده شتری که در گردن وی نشان علاب باشد.

جمله سازی با معلبه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در هنگام کمپ زدن در جنگل، استفاده از خوراکی‌های معلبه به دلیل آماده بودن و عدم نیاز به مواد اولیه تازه بسیار راحت و سریع است.

💡 او در سبد خرید خود چندین قوطی از انواع خوراک‌های معلبه را قرار داد تا برای وعده‌های غذایی سریع در طول هفته آماده باشد.

💡 برخی از متخصصان تغذیه معتقدند که مصرف بیش از حد غذاهای معلبه می‌تواند به دلیل وجود مواد نگهدارنده، برای سلامتی انسان بسیار مضر باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران