حبوکر

لغت نامه دهخدا

حبوکر. [ ح َ ب َ ک َ ] ( اِخ ) نام رمله ای است کثیرةالرمل. ( معجم البلدان ).
حبوکر. [ ح َ ب َ ک َ ] ( ع ص، اِ ) ریگستانی که در آن رونده گم گردد. || سختی. || بلا. || سطبر گرداندام. ( منتهی الارب ). || من اسماء الدواهی. ( معجم البلدان ). || مرد لاغر که در راه رفتن گام نزدیک نهد. ( منتهی الارب ). حبوکل. ج، حباکر. رجوع به ام حبوکر شود.

بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز