تنقیط
مترادفها
نقطهگذاری کردن
لغت نامه دهخدا
تنقیط. [ ت َ ] ( ع مص ) خجک زدن حرف را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). نقطه گذاری و نقطه زدن حرف را. || به مداد و زعفران خجک آمیخته زدن جامه را. ( از اقرب الموارد ).
فرهنگ معین
(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) حروف را نقطه دار کردن.
ویکی واژه
حروف را نقطه دار کردن.