لغت نامه دهخدا
بلبد. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) شهری است بین برقة و طرابلس. ( از معجم البلدان ).
بلبد. [ ب َ ب َ ] ( اِخ ) شهری است بین برقة و طرابلس. ( از معجم البلدان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 [در کتاب تاریخ حافظ ابرو،تألیف نورالدین لطفالله مشهور به حافظ ابرو،خطی متعلق به کتابخانه ملک تهران که در مقدمه ی آن شرحی راجع به جغرافیای بعضی ایالات ایران نوشته شده و در مجلّد دوم ابتدا درباره ی جغرافیای خراسان نوشته ودر باره ی گناباد هم چند سطر نوشته ولی متأسفانه بیشتر عبارات آن نسخه مغلوط است و ما ابتدا عین عبارت مغلوط را ذکر نموده بعداً صحیح آن را ذکر میکنیم: « جنابذ بیست دیه و پنجاه مزرعه از توابع آن است و عولالدن که حاکم قهستان بودند در جنابذ نشستندی و جنابذ به خواف نزدیک است و قرای مشهور این ناحیه این است: قریه ی بلبد، قریه ی پوژد، قریه ی بیدخت، قریه ی فرسی، قریه ی بویمرغ، قریه ی وقاصان، قریه ی وسفان، قریه ی کلاب، قریه ی خانیک و قریه ی خیبری» نام فامیل حکام قهستان همینطور مغلوط نوشته شده و گوییا نویسنده هم نتوانسته از روی اصل آن بخواند و مانند نقاشی رو نویسی کردهاست. بلبد و پوژد هم بیلتد و قوژد است و کلمه ی فرسی شاید سقی باشد و وقاصان و وسفان و کلاب هم رقاصان و (دیسفان) و کلات است.] منبع: تاریخ جعرافیای گناباد- تألیف حاج سلطان حسین تابنده- چاپ دوم- انتشارات حقیقت ۱۳۷۹{{مدرک}}