لغت نامه دهخدا
تشتکی. [ ت َ ت َ ] ( اِ مرکب ) رکابی. ( آنندراج ).
تشتکی. [ ت َ ت َ ] ( اِ مرکب ) رکابی. ( آنندراج ).
[ویکی الکتاب] معنی تَشْتَکِی: شکایت می کند (مؤنث) (کلمه اشتکاء که مصدر فعل تشتکی است، به معنای اظهار ناراحتی است، و فرقش با کلمه شکایت این است که شکایت به معنای ناملایماتی است که دیگری برای آدمی فراهم ساخته، و اشتکاء اظهار ناراحتیهایی است که خودش پیش آمده )
ریشه کلمه:
جدل (۲۹ بار)ک (۱۴۷۸ بار)
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاردن در سال ۱۰۷۶ هجری، در این سفرنامه به طرز تهیه یخ در یخچالهای شهر اصفهان پرداخته، وی مینویسد: «در یک محوطهٔ گود، گودال عمیقی رو به شمال حفر میکنند و در مقابل آن مربعهایی به عمق شانزده تا بیست شست به مانند تشتکی فراهم میآورند، آنگاه شامگاهان اینها را از آب مالامال میسازند … صبحگاهان که کاملاً منجمد میشود آن را با رندهٔ باغبانی یا شن کش میشکنند و تکهتکه میکنند و تمام این قطعات را در گودال مزبور روی هم انبار میکنند و در آنجا دوباره تا حد امکان به تکههای کوچکتر مبدل میکنند، چون هر اندازه یخ بیشتر خرد شود بهتر منجمد میشود. سپس حوضچههای مربع شکل را مانند روز گذشته با آب تازه پر میکنند و هنگام غروب با کدوهای قلیانی دسته دار (آب پاش) قطعات یخ گودال را آب پاشی میکنند تا بهتر به هم بچسبند. بعد از اقلاً هشت روز کار مداوم به ترتیب بالا، قطعات یخ به ضخامت پنج تا شش پا به دست میآید، و آن وقت شب هنگام مردم معمولی محله را جمع مینمایند و اینان با فریاد و هلهله و شادی عظیم در حالتی که مشعلهایی پیرامون گودال افروخته شده با آهنگ ساز و ابزار طرب که برای تهییج آنان نوخته میشود در گودال فرود میآورند… در مدت شش هفته، یک توازی (معادل ۱/۰۴۹ متر) و بیشتر به گودی و درازا و پهنای مطلوب انباشته مالامال از یخ میگردد…» (سیاحت نامهٔ شاردن، ترجمهٔ محمد عباسی، ج ۴، ص ۲۷۰–۲۷۲)