تثمین

مترادف‌ها

قیمت‌گذاری، ارزش‌گذاری

لغت نامه دهخدا

تثمین. [ ت َ ] ( ع مص ) هشت گوشه کردن. ( تاج المصادربیهقی ) ( زوزنی ) ( از قطر المحیط ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). هشت و هشت رخ کردن. ( فرهنگ نظام ). || قیمت گذاشتن بر کالا. ( از قطر المحیط ). بحدس و تخمین قیمت کردن کالا. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - بها کردن، قیمت کردن. ۲ - هشت سو کردن، هشت گوش ساختن.

فرهنگ عمید

= قیمت گذاری

فرهنگ فارسی

( مصدر ) هشت سو کردن هشت گوش ساختن.

ویکی واژه

بها کردن، قیمت کردن.
هشت سو کردن، هشت گوش ساختن.

جمله سازی با تثمین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کارشناسان ارزیاب وظیفه دارند با دقت بسیار بالا، عملیات تثمین املاک و مستغلات را برای تعیین قیمت واقعی بازار در معاملات رسمی انجام دهند.

💡 فرآیند تثمین دارایی‌های مالی شرکت در زمان ادغام دو سازمان بزرگ، مستلزم بررسی دقیق تمامی اسناد و مدارک حسابداری و مالی در سال‌های گذشته است.

💡 اشتباه در محاسبات مربوط به تثمین کالاهای وارداتی می‌تواند منجر به ضررهای مالی سنگین و بروز مشکلات قانونی پیچیده برای تمامی فعالان حوزه تجارت شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران