لغت نامه دهخدا
تأدم. [ت َ ءَدْ دُ ] ( ع مص ) نان خورش کردن: و اکلهم نارجیل و به یتأدمون و یدهنون. ( اخبارالصین و الهند ص 4 ).
تأدم. [ت َ ءَدْ دُ ] ( ع مص ) نان خورش کردن: و اکلهم نارجیل و به یتأدمون و یدهنون. ( اخبارالصین و الهند ص 4 ).
نان و خورش کردن