خورش کردن

لغت نامه دهخدا

خورش کردن. [ خوَ / خ ُ رِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خورش ساختن. خورش درست کردن. خورش تهیه کردن. || خورش دادن. طعام دادن:
بصفت چون خری بماند راست
که بشیر سگش خورش کردند.خاقانی.

فرهنگ فارسی

خورش ساختن خورش درست کردن

جمله سازی با خورش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کم خورش مرد کردنی باشد مرگ دونان ز خوردنی باشد

البحر یعنی چه؟
البحر یعنی چه؟
بارماخ یعنی چه؟
بارماخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز