لغت نامه دهخدا
انبوسش. [ اَم ْ س ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از انبوسیدن، انبودن. ( فرهنگ اسدی از یادداشت مؤلف ). نشأت. بعث. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به انبوسیدن و انبودن شود.
انبوسش. [ اَم ْ س ِ ] ( اِمص ) اسم مصدر از انبوسیدن، انبودن. ( فرهنگ اسدی از یادداشت مؤلف ). نشأت. بعث. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به انبوسیدن و انبودن شود.