استظراف

مترادف‌ها

ظریف‌انگاری، بذله‌گویی، شوخ‌طبعی

متضادها

بی‌مزگی، سنگینی

لغت نامه دهخدا

استظراف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شگفت آمدن. غریب شمردن: فاستظرفت ذلک و عجبت منه. ( معجم الادباء یاقوت چ مارگلیوث ج 2 ص 45 س 7 ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران