یکی از مهمترین معانی آن «بریدن و جدا کردن چیزی از چیز دیگر» است، یعنی عملی که در آن بخشی از یک شیء یا موضوع از کل آن جدا میشود. در معنای دیگر، «ازدعاب» به مفهوم دفع کردن و دور ساختن چیزی یا کسی به کار رفته است، به گونهای که آن را از یک محل یا وضعیت خارج کنند. همچنین در برخی متون لغوی، این واژه به معنای برداشتن یا بردن چیزی از جایی آمده است، یعنی انتقال یا جابهجایی یک شیء از موقعیت اولیه خود. در کاربرد دیگری که در منابع قدیم ذکر شده، «ازدعاب» درباره شتر به کار میرفته و به حالتی اشاره دارد که شتر با بار سنگین حرکت میکند و در راه رفتن دچار سنگینی و فشار بار است. این کاربرد نشاندهنده وضعیت جسمی حیوان در هنگام حمل بار زیاد و دشوار بودن حرکت اوست. از نظر ریشهای، این واژه با مفاهیمی مانند جدا کردن، فشار آوردن و دور کردن در ارتباط است و در متون کهن بیشتر برای بیان حالات فیزیکی و حرکتی استفاده میشده است. در برخی منابع، این واژه هم جنبه عملی و هم جنبه توصیفی داشته و برای بیان وضعیت اشیا یا حیوانات در شرایط خاص به کار میرفته است. کاربردهای «ازدعاب» بیشتر در زبان عربی قدیم دیده میشود و در فارسی امروزی تقریباً کاربرد رایج ندارد. در مجموع، «ازدعاب» واژهای کهن است که معانی آن شامل جدا کردن، دفع کردن، برداشتن و همچنین حرکت سنگین شتر زیر بار میشود و بیشتر در متون لغوی و قدیمی کاربرد داشته است.
ازدعاب
لغت نامه دهخدا
ازدعاب. [ اِ دِ ] ( ع مص ) بریدن چیزی را. || دفع کردن. دور کردن. ( منتهی الارب ). || برداشتن چیزی. ( تاج المصادر بیهقی ). || گرانبار رفتن شتر: ازدعب البعیرُ بحمله. ( منتهی الارب ).