گرانبار رفتن

لغت نامه دهخدا

گرانبار رفتن. [ گ ِ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) بسنگینی رفتن. ناراحت رفتن:
بر عین غین گشته زخجلت ز عین مال
چون حرف غین بین که گرانبار میروم.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 652 ).

جمله سازی با گرانبار رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به راه دیر سبکبار و بی‌حرج رفتن صواب تر که گرانبار راه حج رفتن

💡 گروهى از آنان درون ابرهاى گرانبار اندرند، و دسته اى فراز كوههاى تناور سركشيده، و گروهى در تاريكيهاى خاموش شب به سر مى برند. و از آنان دسته اى است كهگامهاشان حد فرودين زمين را بريده (770) و همچون پرچمهاى سفيد درون هوا راهيافته (771) و زير آنها بادى خوش و آرام وزان كه آن پرچمها را نگاه مى دارد و ازحدى كه دارند آن سوتر رفتن نگذارد.(772)

💡 بر تو از کوه گنه رفتن ز دنیا مشکل است بر گرانباران ره هموار می باشد گران

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز