احورار

لغت نامه دهخدا

احورار. [ اِ وِ ] ( ع مص ) سخت سپید گردیدن. سپید شدن. ( تاج المصادر بیهقی ). || احور گردیدن. سیاه چشم شدن. ( تاج المصادر بیهقی ).
- احورار عین؛ حوراء گردیدن چشم. سخت سفید و سخت سیاه شدن سپیدی و سیاهی چشم. سیاهه چشم سخت سیاه و سپیده آن سخت سپید شدن. ( زوزنی ).

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
مصروف یعنی چه؟
مصروف یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز