یوجه

مترادف‌ها

رو می‌کند، خطاب می‌کند، جهت می‌دهد

متضادها

منحرف کردن، دوری کردن

لغت نامه دهخدا

یوجه. [ ج َ / ج ِ ] ( اِ ) قطره اعم از قطره آب و خون و امثال آن. ( از برهان ) ( از ناظم الاطباء ). در فرهنگ دساتیر به معنی قطره آمده که در برابر دریاست. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).