لغت نامه دهخدا
یزبون. [ ] ( اِ ) نوعی لباس است: جبله گفت پانصد دینار زر سرخ بیارید و پنج تا دیبا و پنج تا خز و پنج تا یزبون. ( ترجمه اعثم کوفی ص 71 ).
یزبون. [ ] ( اِ ) نوعی لباس است: جبله گفت پانصد دینار زر سرخ بیارید و پنج تا دیبا و پنج تا خز و پنج تا یزبون. ( ترجمه اعثم کوفی ص 71 ).
نوعی لباس است