یدوی
مترادفها
دستی
متضادها
اتوماتیک، ماشینی
لغت نامه دهخدا
یدوی. [ ی َ دَ وی ی ] ( ع ص نسبی ) یدی. منسوب به ید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ید شود.
فرهنگ فارسی
یدی منسوب به ید
دستی
اتوماتیک، ماشینی
یدوی. [ ی َ دَ وی ی ] ( ع ص نسبی ) یدی. منسوب به ید. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به ید شود.
یدی منسوب به ید