لغت نامه دهخدا
یحنه. [ ی ُ ح َن ْ ن َ ] ( اِخ ) ابن رؤبة، نام پادشاه ایله؛ و رسول صلوات اﷲعلیه با او بر اهل جرباء و اَذرُج مصالحه فرمود. ( از تاج العروس ) ( یادداشت مؤلف ) ( از منتهی الارب ).
یحنه. [ ی ُ ح َن ْ ن َ ] ( اِخ ) ابن رؤبة، نام پادشاه ایله؛ و رسول صلوات اﷲعلیه با او بر اهل جرباء و اَذرُج مصالحه فرمود. ( از تاج العروس ) ( یادداشت مؤلف ) ( از منتهی الارب ).