یتاقی
مترادفها
پرهیز کردن، تقوا داشتن، ترسیدن
متضادها
نترسیدن، بیپروا بودن
لغت نامه دهخدا
یتاقی. [ ی َ / ی ُ ] ( ص نسبی ) پاسبان و نگهدارنده و محافظت کننده. ( برهان ). پاسبان و نگهدارنده. ( آنندراج ). پاسبان و چوکیدار. ( رشیدی ). پاسبان و نگاهبان و محافظ ونگاهدارنده. یتاقدار. ( از ناظم الاطباء ):
برون شد یزک دار دشمن شناس
یتاقی کمر بست بر جای پاس.نظامی.به خواب نازشه با ترک نوشاد
ز هندوی یتاقی کی کند یاد.خسروانی ( از رشیدی ).
فرهنگ معین
(یَ ) (ص. ) پاسبان، نگهبان.
فرهنگ عمید
پاسبان، نگهبان، کشیک چی.
ویکی واژه
پاسبان، نگهبان.