گیاه کاری کردن
مترادفها
کشاورزی کردن، کشت کردن
متضادها
برداشت کردن
لغت نامه دهخدا
گیاه کاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاشتن و غرس نباتات و درخت.
فرهنگ فارسی
کاشتن و غرس نباتات و درخت
کشاورزی کردن، کشت کردن
برداشت کردن
گیاه کاری کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاشتن و غرس نباتات و درخت.
کاشتن و غرس نباتات و درخت