غرس کردن
مترادفها
کاشتن، نهادن
متضادها
کندن
لغت نامه دهخدا
غرس کردن. [ غ َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نشاندن درخت را. نشاندن. بنشاندن. کشتن و کاشتن درخت. رجوع به غرس شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) نشاندن درخت کاشتن درخت.
جمله سازی با غرس کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 همچنین روزهای رُوش هَشانا (آغاز سال نو) و یوم کیپور (روزه بزرگ برای بخشش گناهان) که با آداب و احکام خاص همراه هستند، میبایست به دقت تعیین گردند، چرا که بنا بر اعتقاد یهودیان، در چنین ایامی است که خداوند سرنوشت یک سال گذشته را بررسی کرده و چگونگی وضعیت و گذران زندگی را برای سال آینده، رقم میزند. افزون بر این جدا کردن تِروما (سهم کوهنها) و مَعَسِر (یک دهم) از محصول و جانوران و استفاده از میوه درختان غرسشده وابسته به تعیین دقیق روزها و ماههای سال بود.