لغت نامه دهخدا
گوتیز. [ گ َ / گُو ] ( اِ ) نوعی از پیمانه باشد. ( آنندراج از فرهنگ فرنگ ). گونیز. کیل و قفیز. ( شعوری ج 2 ص 298 ):
شده احسان را طبعش چنان تیز
دهد سیم و زرش با کیل و گوتیز.میرنظمی.
گوتیز. [ گ َ / گُو ] ( اِ ) نوعی از پیمانه باشد. ( آنندراج از فرهنگ فرنگ ). گونیز. کیل و قفیز. ( شعوری ج 2 ص 298 ):
شده احسان را طبعش چنان تیز
دهد سیم و زرش با کیل و گوتیز.میرنظمی.