گلوشه تصویر معنی گلوشه لغت نامه دهخدا گلوشه. [ گ َ ش َ / ش ِ ] ( اِ ) زخم. ( شعوری ج 2 ورق 306 ): ز تیغ غمزه شد صد پاره سینه بباید بر گلوشه لطف مرهم.ابوالمعالی ( از شعوری ). کلمات مرتبط گندنه گزود گلاسنگ سویرغا اندابه