لغت نامه دهخدا
گرژیاس. [ گ ُ ] ( اِخ ) جرجیاس. غرغیاس. فیلسوف سوفسطایی و خطیب یونانی در لئونیوم ( صقلید ) در حدود 470 ق. م. متولدشده و در حدود سال 370 در لاریسا ( تسالی ) درگذشته. وی در سال 427 به سفارت آتن رفت تا ضد مردم سیراکوس مدد طلبد. فصاحتش موجب گمراهی مردم آتن گردید. او درس معانی و بیان داد و در خطبای آتیک و همچنین توسیدید تأثیری بسزا کرد. وی تألیفات متعددی منتشر کرده است از جمله رساله ای است راجع به طبیعت - عدم - در این کتاب شکاکیت خود را بیان کرده است. افلاطون او را مکرر مورد تمسخر قرار داده است، مخصوصاً در رساله ای که بنام وی مشهور است.